4-3-3. گفتمان اصلاحی سیّد جمال الدّین اسد آبادی :66
فصل پنجم: سیّد جمال الدّین و انقلاب مشروطه
5-1- مقدّمه :72
5 -2- سیّد جمال الدّین و مشروطه :73
5 -3 : ابعاد مختلف اندیشه های سیّد جمال الدّین اسد آبادی :82
5-3-1- بعد فردی83
5-3-2 : بعد فرهنگی و اجتماعی85
5-3-3 : بعد دینی89
عوامل انحطاط و عقب ماندگی :90
5 -3-4. بعد سیاسی94
الف) رابطه دین و سیاست :97
ب. مبارزه با استبداد داخلی :98
ج: مبارزه با استعمار :100
5-4.مقایسه اندیشه های سیّد جمال الدّین اسد آبادی با دیگراصلاح طلبان هم عصراو :103
الف. از جهت شیوه برخورد با فرهنگ و تمدّن غرب :104
ب . از جهت چگونگی پذیرش علوم و فنون ( نوگرایی و اصلاح ) :105
ج. ازجهت چگونگی برخورد با استعمار سیاسی غرب :107
د . از جهت نوع رابطه دین با سیاست:108
5 -5. سیر انتقال اندیشه های سیّد جمال الدّین :109

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

5-5-1 : قلم ( مکتوبات )110
5-5-2. زبان ( سخنرانی ها و گفتارهای تاریخی ) :115
5-6:تأثیر اندیشه های سیّد جمال الدّین برتوده های مردم و سران مشروطه:116
5-6-1. سیّد جمال و توده های مردم :117
5-6-2. سیّد جمال الدّین و روشنفکران و سیاسیون :119
5-6-3. سیّد جمال الدّین و علما ( روحانیون )125
نتیجه گیری و پیشنهادات135
پیشنهادات:137
محدودیت ها137

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

منابع138

فصل اول:
کلیّات تحقیق

1- 1- مقدمه
سیّد جمال الدّین مصلحی بزرگ دنیای اسلام که هر چند بیش از یک قرن از در گذشت او می گذرد ولی همچنان تفکر و راه و روش او الهام بخش بسیاری از شخصیت ها، متفکران و روشن فکران مسلمان است. و دنیای عرب و همه مصلحان شیعی ایرانی تحت تاثیر مستقیم و یا غیرمستقیم سیّد جمال بوده اند.1
جنبش هایی نظیر اعرابی پاشا و اخوان المسلمین در مصر، مهدی سودانی و دکتر حسن الترابی در سودان و جنبش های مشروطیت در عثمانی و مصر و ایران همگی ریشه در نهضت فکری_ سیاسی سیّد جمال داشته اند.2
از دلایل عمده ی وسعت این تاثیر گذاری می توان به عوامل زیر اشاره کرد :
الف) حرکت سیّد جمال در سطحی فراتر از مذهب و ملّیت خاص و به طور عام در سطح جهان اسلام بود، چرا که او همه ی کشور های اسلامی را وطن خود می دانست.
ب)سیّد جمال،جهانی،عام وانسانی می اندیشید ومتعّهد به ارزش های والای انسانی بود.
ج) سیّد جمال نه غرب ستیز بود و نه غرب گرا، بدین معنی که نه مانند سنّت گرایان به گونه ای احساسی و سطحی به رد مطلق غرب می پردازد و نه مانند متجدّدان غرب گرا
کور کورانه و به طور مطلق غرب را پذیرفته بود، او قائل به تمیز و تفکیک جنبه های مثبت و منفی تمدّن جدید بود. سیّد جمال با روی کردی انتقادی به سنّت و مدرنیته خواهان ترکیب و تلفیق جنبه های منطقی، عقلایی، انسانی و مفید هر دو از موضع دینی و تفکر دینی بود.3
بزرگانی چون دکتر شریعتی درباره ی او چنین می گویند: (( در عصری که استعمار غرب در اوج سلطنت جهانی و شرق در حضیض خواب خرگوشی آن هم در جامعه های اسلامی، که بر سر هر کشوری آدمک هایی از قبیل ناصر الدّین شاه حکومت می کرد فریادی از حلقوم تنهایش بر می آورد. و هم چون صور اصرافیل و ملّت های مسلمان کفن بر خویش می درند و از قبرستان سکوت و رکود بر می شورند)).4
افکار سیّد جمال در شرایطی که جهان اسلام در عقب ماندگی ذهنی و انحطاط فکری و اجتماعی و … در خواب غفلت عمیقی به سر می بردند و دنیای غرب گام در مسیر پیشرفت گذاشته و از دنیای شرق در جهت استعمار و بردگی استفاده می کردند، ماهیت ضد استعماری دارد.
استاد سیّد محمّد طباطبایی مورّخ و ادیب بزرگ در مورد تاثیر اندیشه های سیّد جمال الدّین و خدمات او چنین می نویسد : ((من چهره سیّد جمال الدّین اسد آبادی را برگزیده ام، زیرا عکس چهره ی او را در قانون اساسی و مطبوعات و فرهنگ جدید و همه ی تشکیلات اساسی حکومت مشروطه وطن خود می نگرم و عقیده دارم خدمتی که او به ایران کرد از نظر ارزش، بالاتر از خدمتی بوده که نادر و اردشیر و یعقوب لیث و شاه اسماعیل به تاریخ ایران کرده اند و در ردیف خدمت هوخشتره مادی و آرشاک پرتوی محسوب می شود)).5
در مورد شخصیت این چهره ی درخشان و مبارز و مجاهد مقاله های فراوانی به زبان های مختلف نوشته شده است که در این مقالات اهداف مبارزات و روحیّات این مرد بزرگ مورد بررسی قرارگرفته است و تا حدی افکار و اندیشه های مبارزاتی ایشان روشن شده است، اما هنوز ابهامات زیادی در مورد ایشان وجود دارد و البته زندگی پر ماجرای سیاسی و اجتماعی ایشان نیز بر این ابهامات دامن زده است .
سیّد جمال عامل تحوّل بود و همواره می کوشید افکارش راهی به سوی آزادی و استعلای جهان اسلام باشد بنابراین مشروطه مدیون دیدگاه اصلاحی او می باشد، چون عامه مردم ایران حتّی در لغت هم مشروطه را نمی شناختند و آشنایان نیز به بیراهه رفته بودند. عدّه ای چون ملکم خان سیاسیون ملّی گرایی بودند که مذهب را در حاشیه قرار داده و خواستار پیاده شدن فرهنگ غرب بدون هیچ دخل و تصرفی بودند، امّا سیّد جمال الدّین مشروطه را راهی می دانست که از طریق آن با وجود حفظ فرهنگ و ارزش های اسلامی عقب ماندگی های ناشی از بی تدبیری های حکومت های مستبد وابسته به غرب را جبران کند. بنابراین تاثیر سیّد جمال بر نهضت مشروطه چیزی نیست که بر دوست و دشمن پوشیده باشد.
1-2- بیان مسئله
برخی از اهل قلم که به مسائل حکومتی و سیاسی شیعه پرداخته اند چنین وانمود کرده اند که شیعه دارای یک گفتمان سیاسی اصیل و ریشه دار و ثابت نبوده بلکه این گذر زمان و زمان و حوادث و پیش آمدهای تاریخی است که مشخص کننده گفتمان سیاسی شیعه می باشد، ولی آیاتی چون آیه ولایت و چندین حدیث شریف از پیامبر (ص) و روایاتی چون مقبوله عمر بن حنظله و مشهوره ابی خدیجه همگی مؤیّد یک گفتمان سیاسی ثابت و لایتغیر برای اسلام و بویژه شیعیان می باشد و اگر دیده می شود که شیعه در طول تاریخ و در دوران سلسله های مختلف گفتمان های سیاسی متفاوتی را تجربه کرده بدین معنا نیست که علمای شیعه و به تبع آنها مردم با رضایت کامل چنین گفتمانی را پذیرفته باشند؛ بلکه این خلفا و سلاطین بوده اندکه با به انحراف کشاندن مسیر گفتمان اصیل شیعی در پی دست یابی به خواسته های خود بوده اند. ولی علمای شیعه با درایت حاصل از شناخت فقه سیاسی شیعه به وظایف خود در برابر حکومت های غیر مشروع واقف بوده و این آگاهی را به طرق مختلف به جامعه نیز تزریق کرده اند. یکی از این علمای آگاه و وظیفه شناس که برای محقّق شدن هدف مذکور دست به مبارزات خستگی ناپذیر می زند و تا پای جان ایستادگی می کند سیّد جمال الدّین اسد آبادی است. این مبارز نستوه برای آگاه ساختن مسلمانان از انحرافی که در مسیر گفتمان سیاسی آنها پدید آمده و معرفی مسببین این انحراف دست به تلاش های بی وقفه ای می زند که در این مسیر اتهاماتی نامربوط نیز به جان دل می خرد. شروع فعالیت های سیاسی سیّد جمال همزمان است با زمزمه های انقلاب مشروطه در برخی کشورهای مسلمان،که سفرهای متعدد او به این کشورها و برخی کشورهای اروپایی که ریشه ی مشروطه از آنجا نشأت گرفته را نمی توان در شکل گیری اندیشه های سیاسی سیّد جمال بی تأثیر دانست. سیّد جمال با ارتباط با علما و مراجع بزرگ وقت و تربیت شاگردانی که هر کدام در حکم سفیرانی عمل می کردند که سبب انتقال اهداف سیاسی او در اقصی نقاط کشور می شدند؛ توانست اندیشه های خود را منتشر و شرایط و زمینه ایجاد یک انقلاب را مهیّا کند.
سیّد جمال بخشی از تاریخ بسیاری از کشورهای اسلامی را تشکیل می دهد، از آن جایی که مصلحان بزرگ و رهبران الهی برای نجات همه ی ملّت های تحت ستم مسلمان و غیر مسلمان به پا خاسته اند و با انگیزه های الهی و توحیدی قیام لله کرده اند، حوزه فعالیت های آن ها و میزان تاثیر آن، زمان و مکان نمی شناسد و در همه مکان ها و همه ی نسل ها این نداهای برخواسته از فطرت پاک الهی و دین حنیف، باعث تحول و برانگیختگی و انقلاب شده است و حرکتشان جاودانه مانده است،سیّد جمال آن « غریب فی البلدان و الطرید عن الاوطان» بود که در تعقیب مقاصد عالی خویش کوشیده که ملّیّت خود را پوشیده نگه دارد و در سراسر کشور های اسلامی با استعمار و استبداد مبارزه کند و لذا رهبر و مراد همه ی نهضت ها و ملّت های اسلامی است.6
سیّد جمال الدّین کسی بودکه علل عقب افتادگی کشور های اسلامی را بی نصیبی از آزادای و دانش می دانست و این عدم وجود آزادی و دانش را به حکومت های مستبد مربوط می داند و تغییر را فقط در سایه جایگزینی حکومت مشروطه به جای حکومت های استبدادی حاکم بر جوامع مسلمان می داند و برای این مهم سال های زیادی را به مبارزه پرداخت و در راه این مبارزه تهمت ها و سختی های زیادی را تحمل کرد.7
ایران، عثمانی، مصر و هند کشورهایی بودندکه سیّد جمال الدّین مبارزات خود را در آن کشورها انجام داد و این مبارزات در ایران ده سال بعد جوانه زد و نهضت مشروطه را در ایران رقم زد.8
ما در این تحقیق برآنیم که نقش سیّد جمال را در ایجاد زمینه انقلاب مشروطه و تأثیر اندیشه های او بر توده مردم و برخی شخصیّت های مذهبی و سیاسی که بعدها به عنوان سران مشروطه ی ایران مطرح شدند را به اثبات برسانیم.
1-3 – سوالات تحقیق
سوال اصلی
1- سیّد جمال الدّین اسد آبادی چه نقشی در تحول گفتمان سیاسی شیعه در ایران عصر مشروطه داشته است؟
سوالات فرعی:
1. در عصر سیّد جمال الدّین اسد آبادی اوضاع سیاسی، اجتماعی، مذهبی و اقتصادی، جهان اسلام چگونه بوده است ؟
2. گفتمان های سیاسی رایج در آستانه انقلاب مشروطه کدامند؟ چه مواضعی دنبال می کردند؟
3. میزان مغایرت و انطباق دیدگاه سیاسیون و اندیشمندان در آستانه عصر مشروطه با تفکرات سیّد جمال الدین چگونه ارزیابی می شود ؟
4. تاثیر سیّد جمال الدّین بر اقشار و گروه های مختلف عصر مشروطه چگونه و به چه میزان بوده است؟
1-4- فرضیات تحقیق
با توجه به سوالات تحقیق پیش فرض های زیر مشخص شد و این تحقیق بر اساس آن شکل گرفته است.
1. سیّد جمال الدّین نقشی بی بدیل در تمهید زمینهی فکری انقلاب مشروطه داشته است.
2. جهان اسلام در عصر سیّد جمال الدّین در عقب ماندگی ذهنی و انحطاط فکری و اجتماعی و رکود اقتصادی بی سابقه ای به سر می برد.
3. گفتمان های عصر مشروطه مواضع متفاوتی در قبال مذهب و مدرنیته داشتند.
4. سیّد جمال الدّین اسد آبادی بر خلاف دیگر اندیشمندان آستانه مشروطه در گفتمان اصلاحی خود قائل به همگامی مذهب و مدرنیته بود.
5. سیّد جمال الدّین اسد آبادی در آستانه مشروطه از طریق کلام و قلم تاثیر زیادی بر روشنفکران، علما و عامّه مردم داشته است.
1-5- اهداف تحقیق
تعیین نقش سیّد جمال الدّین اسد آبادی در تحوّل گفتمان سیاسی شیعه در ایران عصر مشروطه.
تعیین میزان انطباق دیدگاه سیاسیون و اندیشمندان عصر مشروطه و تفکرات سیّد جمال.
تعیین میزان تاثیر پذیری توده ها، سیاسیون و علما از افکار سیاسی- مذهبی و ضد استعماری سیّد جمال الدّین در آستانه انقلاب مشروطه.
آشنایی نسل جوان محقّق با یک الگوی عملی ضد استعماری و استبدادی به نام سیّد جمال الدّین اسد آبادی که نویسندگان مغرض و وابسته، سعی در مدفون ساختن نقش بی بدیل او در تحقق انقلاب مشروطه داشته اند.
1 -6- اهمیّت وضرورت تحقیق
سیّد جمال الدّین اسد آبادی یکی از نوابغ سیاسی و متفکّرین قرن اخیر ایران است.کسی که مقصد اساسی غایه سیاسی او اتّحاد ملل بوده است. مقام او در نزد عقلا و سیاسیون و متفکرین غرب و شرق بلند است. او را مایه افتخار ایران می دانند و اغلب نهضت های علمی و سیاسی ملل اسلامی را آب خورده از تبلیغات و تلقینات او می دانند. در مورد نقش و تاثیر سیّد جمال در نهضت های انقلابی و اسلامی و بیداری مشرق زمین در یکصد سال اخیر، می توان چنین گفت: (( نور مشعلی که سیّد جمال الدّین بر افراخت و برافروخت به اندازه ای تابناک است که کسی را یارای بستن چشم خود در برابر آن نیست. فریادی که سیّد برای بیدار کردن کردن خفتگان چون تندر از درون دلی دردمند سر داد به اندازه ای رساست که هیچ گوشی، هر چند که کر باشد، نیارستن که در خود را بر روی آن ببندد )).9
در زمینه تاثیر سیّد جمال در نهضت های قرن اخیر و بیداری جهان اسلام، استاد شهید مطهری چنین بیان می کند: (( بدون تردید سلسله جنبان نهضت های اصلاحی صد ساله اخیر، سیّد جمال الدّین اسد آبادی معروف به افغانی است. او بود که بیدار سازی را در کشورهای اسلامی آغاز کرد، درد های اجتماعی مسلمین را با واقع بینی خاصی بازگو نمود، راه اصلاح و چاره جویی را نشان داد )).10
و باز در همین زمینه می توان به کلام دکتر شریعتی اشاره کرد که می گوید نخستین بار سیّد جمال بود که : (( این خفته ی عظیم و بزرگ چندین قرن ( جهان اسلام ) را آگاه کرد که چگونه ای و چگونه بوده ای ، و اقبال پس از این نهضت ، برای اوّلین بار نخستین میوه بود از این بذری که سیّد جمال در این امّت بایر شده پاشید )).11
اندیشه سیاسی و آزاد اسلامی سیّد جمال بر خلاف زندگی سیاسی او، چه از ناحیه ی طرفداران و چه از ناحیه مخالفین وی، کمتر مورد بررسی قرار گرفته و به ویژه در ایران در بحث از اندیشه سیاسی معاصر از دوران جنبش تنباکو ( 92-1890م ) و انقلاب مشروطییت (9-1905م ) تاکنون این امر به شدت مورد غفلت قرار گرفته و مسکوت مانده است.12
بی تردید نقش روشنگرانه این سیّد مظلوم تاریخ و مبغوض سلاطین بسیار است و دشمنان بیداری ملّت ها و آگاهی توده ها و هواداران روش های حکومت استبدادی همواره کوشیده اند که چهره ی این شخصیت برجسته اسلامی را، با جعل و نقل تهمت ها و تکفیرها و انگ ها وبرچسب ها مخدوش سازند.13 به گفته ی خان ملک ساسانی: (( کسانی که درباره ی سیّد جمال مطالبی نوشته اند نمی توان بدون اغراض و مقاصد خصوصی دانست )).14
در ایران از آغاز مشروطه بدین طرف در اثر حس حسد یا خود پسندی کسانی که کم و بیش در نهضت مشروطه شرکت داشته اند ارزش نفوذ کلمه ی سیّد جمال در تمهید مقدمات انقلاب مشروطه مستور داشته اند و در آغاز حرکت مشروطه جز ملک المتکلّمین، فرصت الدّوله، حاجی امین الضرب، قاضی ارداقی و آیت الله سیّد محمّد طباطبایی که در بیانات خود به حسن تاثیر و نفوذ کلمه ی سیّد اعتراف کرده اند دیگران آن حس حق شناسی و قدردانی را که شایسته بود نسبت به سیّد آشکار نکردند، نسل جوان کشور هم متاسفانه در زیر خاکستر های سرد دستگاه دیوانی که سال ها اجاق سلطنت را بی جا گرم نگه داشته بود هنوز در جست وجوی عوامل موثر در انقلاب مشروطه هستند.15
تحیق حاضر در نظردارد غبارناشی از اغراض به ظاهر مورّخان وابسته به دربارهای مستبد قاجار و پهلوی را از چهره این مبارز نستوه زدوده و با دنبال کردن رد پای سیّد جمال در انقلاب مشروطه تاثیر بی شائبه وی را در آماده کردن زمینه انقلاب به اثبات رسانیده تا بدین طریق هم به یاوه گویی های چنین مورّخان مغرضی که با سم پاشی های خود سبب کج فهمی های نسل های بعد شده اند پاسخی محکم داده باشد و هم نسل جوان کشور که مایل به تحقیق در باب بزرگانی چون سیّد جمال هستند را با این حقیقت آشنا سازد که نمی توان با مطالعه یکی چند منبع از نویسندگانی مجهول الهوّیه در مورد اشخاصی که هویت واقتدار امروز ما حاصل تدبّر، از خود گذشتگی وتلاش های بی وقفه آنهاست به قضاوت نشست.
1-7- پیشینه تحقیق
اکثر مولّفانی که دست به قلم شده وعصرمشروطه را به رشته تحریر درآورده اند صفحاتی چند به ابعاد مختلف زندگی سیّد جمال پرداخته و به طور مختصر به تاثیر اندیشه های وی در مشروطه اشاره کرده اند.
برای مثال می توان از کتاب هایی چون تاریخ مشروطه ایران نوشته ی احمدکسروی، بحران مشروطیت در ایران نوشته دکترحسین آبادیان،تاریخ بیداری ایرانیان نوشته ناظم الاسلام کرمانی،ایدوئولوژی نهضت مشرطیت ایران نوشته فریدون آدمیّت وتشیّع ومشروطیت در ایران اثر عبدالهادی حائری و باز می توان از کتب و مقالاتی نام برد که به طور خاص به سیّد جمال پرداخته و هرکدام ابعاد مختلفی از زندگی وی را ترسیم کرده اند، برای نمونه می توان از نقش سیّد جمال الدّین اسد آبادی در بیداری مشرق زمین تالیف محمّد محیط طباطبایی و کتاب زندگی و مبارزات سیّد جمال الدّین اسدآبادی از لطف الله جمالی و دیگران و اثر مفخر شرق اقای احمد امین و مقالاتی چون گفتمان اصلاحی سیّدجمال الدّین اسدآبادی نوشته مقصود رنجبر و بررسی اندیشه های سیّد جمال الدّین اسد آبادی دکتر عباس پناهی و مقاله سیّدجمال الدّین اسدآبادی و نظریه جنش توده ای نوشته ی دکتر حجت فلاح توت کار نام برد.
در کتب و مقاله های مذکور اشاراتی به نقش سیّد جمال الدّین در انقلاب مشروطه شده ولی نقش این عالم برجسته را آن چنان که بایسته وشایسته است نمود نداده اند به همین دلیل تحقیق حاضر در نظر دارد به طور ویژه به نقش سیّد جمال در تحول گفتمان سیاسی شیعه در ایران عصر مشروطه بپردازد.
1-8- تعاریف واژگان کلیدی تحقیق
1-8-1- گفتمان
واژه دیس کورس16از جمله مفاهیم مهمی است که در تفکّر فلسفی، اجتماعی، سیاسی غرب،خصوصا در نیمه دوم قرن 20 اهمیّت بسزایی داشته است.17
واژه دیس کورس در زبان فارسی به صورت های مختلفی ترجمه شده که هر یک ممکن است به جای خویش صحیح و معتبر بنماید. از جمله معادل های فارسی این لغت عبارتند از: نطق، خطاب، سخن،گفتاروگفتمان.نظربه اینکه استعمال چهار واژه نخست با وجه به کاربردهایی که در زبان فارسی برای این واژگان وجود دارد،تا حدودی ممکن است غیرقابل تحدید باشد، در این نوشتارمعادل فارسی گفتمان برای واژه دیس کورث ترجیح داده شده است.18
واژه (( گفتمان )) دارای معانی متعددی است. در واقع هرگاه این واژه را در کاربردهای متفاوت آن در رشته های تخصصی مختلف مورد بررسی قرار دهیم، ابهام در معنا یا معانی متضاد آن را مشاهده خواهیم کرد.19
بر اساس نوشته ی لغت نامه ی وبستر، واژه دیس کورس برای اولین بار در قرن 14در کتب ثبت شده است. در مقابل معنای باستانی و غیرمستعمل گفتمان ( توانایی فرد د ارائه فکری منسجم و منظم ) که بعدها به معنی تبادل نظر از راه کلام به کار رفت، معنای جدید آن به بیان منظم، منسجم ومطوّل ازیک فکردرمورد موضوعی خاص اشاره دارد.20
بر اساس تعریف دیگری،هر فعالیتی در قالب تعاملات فرهنگی که به تبادل معنا بینجامد، در چارچوب گفتمان قابل بررسی است. به عبارتی: (( وقتی ما با افرادی که با ما متّفق النّظرند، صحبت می کنیم، یا با کسانی که با ما اختلاف نظردارند، جدل می کنیم این اعمال را از طریق زبان انجام می دهیم. ما حرف می زنیم، می نویسیم، بحث می کنیم، ارتباط برقرار می کنیم. افراد حتّی ایده های خود را در تصاویر، موسیقی، رقص و حرکت، در اشکال مادی شامل مجسمه سازی، معماری و ابزار و آلات مجسم می سازند. تمام شکل های ارتباط فرهنگی می توانند به عنوان گفتمان تلقی شوند، به معنایی که در بر گیرنده ی انسان هایی است که به تبادل معانی پیرامون جهانی که درآن زندگی می کنند، می پردازند)).21

1-8-2 مشروطه
در نوشته های پژوهشگران تاریخ نو ایران و ترکیه، واژه ی مشروطه به عنوان معادلی برای واژه انگلیسی کنستیتوشنالیزم22یا حکومتی که بر شالوده ی یک قانون اساسی و نظام پارلمانی بنیاد شده باشد به کار برده شده است.
در مورد ریشه های لغوی واژه مشروطه اختلاف نظری در میان پژوهشگران تاریخ مشروطه ایران وجود دارد و تقریبا همه نویسندگان ایرانی دوره ی انقلاب مشروطه واژه مشروطه را بدون در نظر گرفتن ریشه واقعی آن از ریشه عربی (شرط) گرفته اند از میان این گونه نویسندگان معاصر انقلاب مشروطه، شمس کاشمری، شیخ اسماعیل محلاتی و ادیب الحکماء قراباغی را می توان نام برد، از سوی دیگر، تئوری دیگری به وسیله تقی زاده و دکتر رضا شفق بیان گردیده که با آن چه در بالا گفته شد تفاوت دارد. تقی زاده می نویسد که واژه مشروطه از لفظ( لاشارت23)جدا شده نه از واژه عربی شرط. نامبرده می افزاید که واژه لاشارت از اروپا به ترکیه عثمانی راه یافت و در آن جا از آن، لفظ مشروطیت را ساختند و پس از آن لفظ به کار برده شد که بر اساس قانون اساسی و نظام پارلمانی بنیاد گردد و آن واژه از آن جهت مشروطه به ایران وارد شد.خلاصه واژه مشروطیت به عنوان صفت برای حکومتی در ایران متداول شد که رژیم نو قرار بود به حدود و شرایطی که قانون معیّن می کرد محدود باشد.24
1-8-3 – شیعه
1-8-3-1- معنای لغوی

فرهنگ های لغت، این معانی را برای واژه (شیعه)، از ریشه (شیع)، یاد کرده اند :1) فرقه، حزب و گروه2) دوستان، همراهان و همکاران، 3) امّت، 4) دوستان، همراهان و همکاران و 5) تقویت کنندگان و اشاعه دهندگان. واژه شیعه و برخی مشتقات آن در قرآن کریم آمده و به ظاهر همه در معنای لغوی به کار رفته اند. بنابراین، به لحاظ لغوی، شیعه بر جماعتی اطلاق می شود که از فرد دیگری پیروی یا او را همراهی یا با او همکاری کند، یا اسباب نیرومندی او را فراهم سازد یا کیش و آیین او را رواج بخشد. شیخ مفید(م413ق) یادآوری کرده است که معنای لغوی تشیع، صرف پیروی از شخص متبوع نیست، بلکه پیروی همراه با گرایش درونی و دوستی توام با اخلاص است.25
واژه شیعه چنانچه به نحو مطلق یا همراه با الف و لام معرفه و به صورت غیر مضاف ذکر گردد، فقط بر پیروان امام علی(ع)، یعنی جمع پر شماری از مسلمانان که در برخی از باورها متفاوت از « اهل سنّت » می اندیشند، اشاره دارد. امّا، از آنجا که شیعیان یا پیروان امام علی(ع) نیز دارای گرایش ها و فرقه شیعه است. با این وجود شیعه ،تقریبا در سراسر تاریخ اسلام، بیشتر یادآور سه فرقۀ مهم زیدی، اسماعیلی و جعفری( امامی یا اثنا عشری) است که به مرور زمان و به ویژه در قرون متأخر برای شیعیان دوازده امامی تثبیت و « عَلَم » شده است و شیعیان زیدی یا اسماعیلی به همین دو نام یا دیگر نام های خاص خود شناخته می شوند.26
1-8-3-2- معنای اصطلاحی
ارائه تعریفی برای بدست آوردن نقطه یا نقاط اشتراک همه فرقه‎هایی که در منابع کهن، شیعه دانسته شده و به تشیّع انتساب یافته اند، دشوار است. در طول تاریخ از اطلاقات و تعاریف گوناگون برای تعریف شیعه استفاده شده است برخی از آنها عبارتند از:
1. قائل به افضلیت امام علی(ع) بر سایر صحابه(ابو حاتم رازی).
2. کسانیکه امام علی (ع) را همراهی کرده، او را بر سایر اصحاب مقدّم می‎دانند ( ابوالحسن اشعری ).
3. کسی که معتقد به تقدّم و افضلیت امام علی(ع) بر سایر صحابه و نیز قائل به وجود (نص) امامت او باشند(شیخ مفید).
4. کسی که جانشینی پیغمبر اکرم (ص) حق اختصاصی خانواده رسالت می داند و در معارف اسلام پیرو مکتب اهل بیت (ع) می باشد (علامه طباطبایی).

1-8-3-3- تعریف عام
شیعه به هر فرد یا فرقه‎ای گفته می شودکه افضلیت امام علی( علیه السلام ) را بر همه صحابه و اولویت او را در امامت و خلافت باور داشته باشد.27
1-8-3-4- تعریف خاص
تعریف امامیه از زبان شیخ مفید:
1. به وجوب امامت و وجود آن در هر زمانی باور داشته باشد
2. نص جلیّ بر امام و عصمت و کمال را برای او واجب بداند.
3. به تداوم و انحصار امامت در فرزندان امام حسین ( ع ) معتقد و سلسله امامت را به امام رضا ( ع ) پیوند زند.28
ابن خلدون در مقدمه (العِبَر) می نویسد:« شیعه از لحاظ لغوی به معنای یاران و پیروان است، و در اصطلاح فقها و متکلّمین اعم از پسینیان و پیشینیان بر پیروان علی و فرزندانش (رضی الله عنهم) اطلاق می گردد».29
1-9 روش تحقیق
1. کتابخانه ای
2. گرد آوری اطلاعات.
3. مطالعه پیشینه تحقیق.
4. دسته بندی اطلاعات جمع آوری شده.
5. پردازش و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده.
فصل دوم:
سیری در زندگانی سیّد جمال الدّین
2-1. تولّد :
سیّد جمال الدّین،در شعبان1254هـ .ق / اکتبر 1838م. در قریه ی اسد آباد همدان در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود.پدرش سیّد صفدر بن سیّد علی بن میر رضی الدّین محمّد الحسینی( شیخ الاسلام)و مادرش سکینه بیگم،دخترمیرشرف الدّین حسینی قاضی است. او یک برادر داشته به نام مسیح الله ( م 299هـ . ق )و دو خواهر به نام های طیبه بیگم( 1303 هـ..ق )ومریم بیگم(م 1330 )30.خواهر زادگانش میرزا شریف خان مستوفی و میرزا لطف الله و عمّه زاده اش حاج سیّد هادی، معروف به روح القدس، که در تهران تحصیل کرده است(این سه نفر با سیّد جمال مکاتباتی داشته اند که اسناد آن موجود است ).31
جدّ بزرگش از سال673 هـ .ق، در اسد آباد ساکن بوده و خاندان آن ها در این شهر به طایفه شیخ الاسلام،معروف هستند.الواح قبور اجدادش در جنب امام زاده احمد محلّه سیّدان، گواه آن است که این خاندان، نسل به نسل، به مدّت 477 سال (تا زمان نگارنده) در اسد آباد زندگی می کرده اند.32
2-2 : کودکی و تحصیلات سیّد جمال در قزوین و تهران :
از پنج سالگی فراگیری دانش را نزدپدرآغازکرد.درچند ماه قرآن را خوانده ومقدّمات عربی را هم در سال های اوّل به خوبی تحصیل می نماید.در سال1264هـ . ق/ 1848م.به همراه پدر برای کسب دانش به قزوین می رود.
پدر که از استعداد و علاقه ی فرزند به فراگیری دانش دینی آگاه شد،او را که ده سال بیشتر نداشت برای ادامه تحصیل به قزوین برد. در آن روزگار،حوزه قزوین،سرآمد حوزه ها بود و اساتید متبحّری چون: ملّا آقا حکمی قزوینی، آخوند ملّا یوسف حکمی و… در آنجا کرسی تدریس داشتند. در این حوزه، علاوه بر توجه به مسائل علمی و فرهنگی، فلسفی و کلامی، به سیاست و مسائل اجتماعی نیز توجه می شد و در مقابل ظلم و ستم و تفکر خرافی و ضد انسانی با حسّاسیت تمام قد علم می کرد. مبارزات سیّد جمال در طول زندگی، نشأت گرفته از تفکرات حاکم برحوزه ی قزوین می باشد.33
در سال 1366 هـ . ق / 1850 م، بیماری وبا، در قزوین، بسیاری از مردم را از پا درآورد. پدرش سیّد صفدر، ماندن در قزوین را روا نمی داند، از این روی همراه سیّد جمال آهنگ تهران می کند. در تهران در محلّه سنگلج، به منزل سلیمان خان افشار، که از خوانین اسد آباد بود، رفته و آنجا ساکن شدند. پس از چندی، سیّد جمال با تحقیق و جستجو در می یابد که مجتهد بزرگ تهران، سیّد صادق طباطبایی است. در حلقه ی درس او حاضر می شود و در گفتگویی که بین سیّد و وی در می گیرد؛ طباطبایی به هوش و ذکاوت سیّد جمال پی می برد و در همان مجلس سیّد را به لباس روحانیت مفتخر می کند و پذیرایی از وی و پدرش را به عهده می گیرد .34
2-3. سیّد جمال الدّین و حوزه ی نجف :
در سال1266هـ .ق،پدر و پسر، تهران را به قصد عتبات از راه بروجرد ترک می کنند. در بروجرد، حاج میرزا محمود طباطبایی بروجردی(م1300) مقدم آنان را گرامی می دارد. مدّت اقامت آنان در بروجرد، سه ماه به درازا می کشد و در این مدّت، سیّد از محضر میرزا محمود، بهره می برد .35
بنا به نوشته اعتماد السّلطنه، میرزا محمود بروجردی، از علمای بنام بوده و اهتمام زیادی به امر به معروف و نهی از منکر می ورزیده؛ از این روی، در عهد ناصری، سه بار به تهران احضار می گردد.36 در یک مورد که وی به تهران تبعید می شود، میرزا حسن آشتیانی و ملّا محمّد علی کنی به گرمی از وی استقبال می کنند و بازار تهران تعطیل می گردد و تمام امامان جماعت، نماز جماعت خود را تعطیل می کنند و در مسجد چهل ستون، به امامت وی نماز می خوانند. بدیهی است چنین شخصیّت مبارزی در تکوین شخصیِت سیّد جمال نقش داشته است .37
سیّد جمال و پدرش از بروجرد عازم عراق می شوند. وارد حوزه ی نجف شده و پدر بعد از سه ماه توقّف در این شهر مقدّس، پسرش را به شیخ انصاری (ره) سپرد و به اسد آباد بازگشت. شیخ انصاری، مخارج سیّد را تأمین می کرد.38
حوزه نجف در آن روزگار، میعادگاه عالمان بود. شیخ انصاری که اصول و فقه تدریس می کرد، در زهد و پارسایی و ساده زیستی و مبارزه با تحجّر فکری و رواج روحیه ی تحقیق و آزاد اندیشی، سرآمد عالمان بود.39 تدریس اخلاق و حکمت حوزه ی نجف را ملا حسینقلی همدانی بر عهده داشت . او در پرورش و تهذیب روان ها و در آموزش راه جهاد و مبارزه با نابسامانی ها مصلحی توانا بود. بهره مندی سیّد جمال الدّین از محضر ملا حسینقلی همدانی و معاشرتش با سیّد احمد تهرانی کربلایی و سیّد سعید حبوبی اهمیّت ویژه ای دارد و پایگاه علمی و معنوی سیّد را در حوزه های علمیه روشن می کند .
شهید مطهری می گوید: از وقتی به این نکته پی بردم که سیّد جمال در محضر مرحوم آخوند همدانی شاگردی کرده و با بزرگانی چون تهرانی کربلایی و حبوبی معاشرت داشته، شخصیّت سیّد در نظرم بُعد و اهمیّت دیگری پیدا کرد .40
با مطالعه برهه های گوناگون زندگی علمی سیّد، این مساله واضح و روشن می شود که وی، به فلسفه اسلامی عمیقاً آشنایی داشته است . ارنست رنان می نویسد : « هر وقت با سیّد جمال الدّین گفتگو می کردم، می پنداشتم که با بو علی سینا، یا ابن رشد، رو به رو هستم ».41

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید